تبليغاتX
رادیو خراب
لطفاَ به آنتن دست نزنید رادیو خراب است
آرتور سي كلارك دانشمند بريتانيايي

سر آرتور سی کلارک رو بیشتر آدمهای علاقه مند به علوم ناشناخته میشناسن٬ سالها قبل در شبکه چهار سیما برنامه مستند چند قسمتی زیبایی از ایشون پخش شد به نام دنیای شگفت انگیز آرتور سی کلارک که در اون سی کلارک تحقیقاتش رو در مورد بعضی از معماهای بشر ارائه میکرد٬ با مردمی که این پدیدها رو دیده بودن صحبت میشد٬ عکسها و فیلمها و مدارک دیگه نشون داده میشد٬ با کارشناسان صحبت میکردن و در آخر هر قسمت آرتور سی کلارک نظر شخصی و البته کارشناسانه خود رو در باره اون پدیده میداد٬ هر قسمت به یک ناشناخته اختصاص داشت مانند بشقابهای پرنده و موجودات فضایی٬ بزرگ پا و یتی ٬ انسان نئاندرتال٬ بارش بعضی از چیزها مانند ماهی٬ قورباغه و فندق به جای باران٬  هیولای دریاچه لاک نس و ... که همه قسمتها دیدنی بودند. متاسفانه چند ماه قبل دنیای علم آرتور سی کلارک رو از دست داد و ایشون در سن ۹۰ سالگی در خانه خود واقع در سريلانكا بر اثر نارسائي تنفسي درگذشت در حالي كه از سالها قبل فلج شده بود و از صندلي چرخدار استفاده ميكرد.

آرتور چارز کلارک متولد ۱۹۱۷ سامرست انگلستان بود و از همان کودکی به داستانهای قدیمی و تخیلی و همچنین رصد ستارگان علاقه مند شد او در طول جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی سلطنتی مسئول رادار بود همان سلاحی که لوفت وافه آلمان را به زانو درآورد٬ او فارغ التحصیل از دانشکاه کینگز لندن بود و مدالهای درجه یک فزیک و ریاضی را کسب کرد٬ ایده ماهوراه های مخابراتی ابتدا توسط ایشان داده شد ولی شهرت کلارک از سال ۱۹۶۸ به بعد بود زمانی که داستان کوتاهی به نام نگهبان را در قالب فیلمنامه نوشت تا فیلم ۲۰۰۱ ادیسه فضایی ساخته استنلی کوبریک از روی آن ساخته شود. او نویسنده بیش از صد کتاب علمی و غیر علمی بود و سه بار مفتخر به کسب جایزه نوبل گردید٬ خود کلارک در جایی عنوان کرده دوست دارد از او به عنوان یک نویسنده یاد شود٬ از مهمترین آثارش میتوان به پایان کودکی٬ شهر و ستارگان٬ ملاقات با راما٬ زمین پادشاهی و ترانه های زمین دور افتاده یاد کرد او در سال ۱۹۸۶ جایزه آرتور سی کلارک را بنیان نهاد و هزینه هزار پوندی آن را متقبل شد این جایزه به بهترین اثر علمی تخیلی منتشر شده هر ساله بریتانیا تعلق میگیرد.

انسانهایی مانند آرتور سی کلارک به ندرت پا به عرصه گیتی میگذارند٬ انسانهایی که برای چراهای وجود خود تلاش میکنند و گاه تمام عمر خود را وقف علم میکنند٬ به جای بی اهمیتی و ترس از ناشناخته ها برای یافتن جواب به هر سو میروند و علم را گسترش میدهند. آرتور سی کلارک به ظاهر مرد ولی تا وقتی که آثارش در میان مردم مورد مطالعه قرار میگیرد یادش در اذهان زنده و باقیست. امیدوارم همه ما برای یافتن سوالاتمان تلاش کنیم تا صدف علم دهان باز کرده و گوهر نابش را در اختیار ما قرار دهد.

امیدوارم                               حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:24  توسط حمید رضا مقسمی  | 

 بستني فروش دوره گرد در دوران قاجار

هوای گرم تابستون رو مردم با هزار و یک چیز تحمل میکنن هزار تا چیز رو بذاریم کنار یکیش بستنیه که هم خوشمزس و هم به خاطر خنک بودنش کلی در پایین آوردن دمای بدن کمک میکنه٬ امروزه تو کشور خودمون کارخانه های تولید انبوه بستنی زیاد شدن و دلیلش هم استقبال مشتریان اونهاست از جمله مهمترینهاشون میشه از بستنی میهن٬ دایتی٬ پوپ٬ بیست٬ پاک٬ بودی بال و ... نام برد که سهم عمده بازار مصرف این شیرینی خنک رو به دست گرفتن ولی یک سهم کوچیک هم در اختیار مغازه های بستنی سنتیه که دارن به روشها گذشته و جدید بستنی هایی با طعمهای مختلف تولید و کام مردم رو شیرین و جانشون رو خنک میکنن. حالا چرا بستنی سنتی مگه بستنی تو کشور ما چقدر قدمت داره که ما بستنی سنتی هم داریم؟ آیا بستنی یک محصول غذایی وطنیه یا مثل پیتزا از فرنگ برگشته است؟

بله بستنی هم مثل پیتزا وارداتیه و از سفر سوم ناصر الدین شاه قاجار به فرنگ به بعد در ایران متداول شده و از پلمبیر که مکانی ییلاقی در فرانسه بوده و در آن بستنی خوشمزه ای تولید می شده به ایران آمده٬ نام پولمبیر (کیک بستنی) هم از این مکان گرفته شده. میگویند در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه ساخت بستنی سنتی در ایران متداول گشت و معروفترین بستنی فروشی تهران متعلق به شخصی به نام ممد ریش بوده بستنی ممد ریش شهرت زیادی در تهران داشته و در تابستان و بهار در دکان بستنی فروشیش که در جنوب شهر بوده غلغه ای به پا میشده بستنی او خامه ای و پر از گلاب و هل میان دو نان مخصوص معروف به حصیری به مردم عرضه ميشده٬ میگویند یک روز قبل از ترور ناصرالدین شاه  میرزا رضای کرمانی از دکان ممد ریش بستنی خریده و میخورد و فردایش شاه قاجار را به قتل میرساند مامورین نظمیه بعد از تحقیق در مورد قتل شاه وقتی متوجه میشوند میرزا رضا روز قبل از ممد ریش بینوا بستنی خریده او را به نظمیه برده فلک میکنند که مردک چه در بستنی خود ریختی که میرزا رضای شال فروش فقیر را آنقدر قدرت بخشید که شاه مملکت را کشت؟

بستنی فروش معروف دیگر که شهرتش به خارج از کشور هم رسیده اکبر مشدی معروف است اکبر مشهدی ملایری معروف به اکبر مشدی از پرسنل دربار قاجار بوده که بعد از انقراض سلسله قاجار از دربار اخراج و دکانی در حوالی میدان راه آهن باز میکند و بستنی سنتی ایران را به همگان نشان دهد او معتقد بود در بستنی سنتی ایران گلاب و زعفران باید بیشتر از هر چیز دیگری باشد٬ شهرت اکبر مشدي چنان شد که بعد از مرگ وی روزنامه های عراق و پاکستان هم خبر فوتش را انعکاس دادند!!! با گذشت زمان هر روز مدلهای جدیدی از بستني با طعم و شکل متفاوت روانه بازار میشود تا نیاز بازار این محصول لبنی را تامین کند٬ بیشتر مشتریان بستنی را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند ولی با توجه به بالا بودن قند و چربی بستنی خوردن آن به سنین بالا توصیه نمیشود. امیدوارم روزی فرا رسد که در هیچ جای دنیا خوردن بستنی برای کودکی آرزو نباشد.

امیدوارم                                            حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:7  توسط حمید رضا مقسمی  | 

          كوين اسپيسي
كوين اسپيسي فاولر متولد سال 1959 در ايالت نيوجرسي آمريكاست، اسپيسي رو كمتر كسي خوب ميشناسه بجز اونهايي كه كارهاي سينمايي رو دنبال ميكنن، اسپيسي يكي از هنرپيشه هاي درجه دو سينماي هاليووده ولي از نظر من از خيلي از هنرپيشه هاي درجه يك هاليوود هم بهتره و شايد به خاطر ظاهرشه كه هنوز به اون چيزي كه حقشه نرسيده، زياد معروف نبودن اسپيسي دليلش اينه كه اون برعكس ديگر هنرمندان غربي اصلاً دلش نميخواد زندگي شخصيش براي مردم بازگو بشه براي همين خيلي ها فكر ميكنن كه اون احتمالاً رازي رو از مردم مخفي ميكنه ولي اينطور نيست، حرف خود كوين اسپيسي در اين زمينه اينه: من به اين علت زندگي خصوصيم را پنهان نگه مي دارم كه هر چه تماشاگر از من كمتر بداند نقشي كه من بازي ميكنم باورپذيرتر خواهد شد چون تماشاگر هيچ پيش زمينه اي نسبت من ندارد وگرنه من مشكلي در مورد گذشته ام ندارم.


انتخاب فيلمهاش رو با وسواس انجام ميده براي همين كارنامه كم و تاثيرگذاري داره اسپيسي با بازي در فيلم هفت ساخته ديويد فينچر مشهور شد وي در اين فيلم نقش قاتل عقيدتي نيمه رواني رو بازي ميكرد كه مقتولينش رو بر اساس هفت گناره كبيره دانته انتخاب كرد و جالب اونجاست كه قرباني هفتم خود قاتل بود!!! اسپيسي كه در اين فيلم با ستاره هايي چون برد پيت و مورگان فريمن هم بازي بود در نقش كوتاهش چنان تاثير گذار بود كه نظرها رو به خودش جلب كرد، بازي بعدي اون در فيلم مظنونين هميشگي ساخته برايان سينگر در نقش يك مجرم به نام وربال(وراج) كنت بود و استيسي چنان در اين نقش درخشان بود كه با وجود همبازي بودن شون پن با او جايزه اسكار بهترين نقش دوم مرد رو به خودش اختصاص داد، از نظر من سكانس آخر فيلم مظنونين هميشگي كه وربال كنت ( اسپيسي) از اداره پليس بيرون مياد و ميره سوار ماشين دوستش بشه و در طي اين مسافت رفتارش از يك آدم نيمه فلج به يك انسان عادي تغيير ميكنه جزء بهترين سكانسهاي تارخ سينماست، بازي در فيلم زيبايي آمريكايي در نقش لستر برتهام براش اسكار بهترين بازيگر رو به همراه آورد.


اسپيسي در فيلمهاي معمولي خودش هم زيبا بازي ميكند من بازي او را در فيلم كي پكس كه نقش يك موجود فضايي را بازي ميكرد رو بسيار پسنديدم همچنين در كارهاي روي سن هم متبحر نشان داده او در سال 2005 در نقش ريچارد دوم در تاتر لندن تحسين همه را برانگيخت و به تازگي قرار است كه در دانشگاه هنر آگسفورد به تدريس مشغول شود!!! سليقه افراد مختلف با هم فرق ميكنه شايد من اشتباه ميكنم ولي از نظر من كوين اسپيسي بدون هيچ شكي جزء ده بازيگر تواناي دنياست اون نقش خودش رو كاملاً زير پوستي و خارق العاده بازي ميكنه و كمتر شده كه كار كم فروغي داشته باشه. اميدوارم روزي در جشنواره فيلم فجر و يا هر جشنواره وطني ديگه شاهد حضور بازيگران بزرگ تاريخ سينما چون آل پاچينو، رابرت دنيرو ، كوين اسپيسي و... باشيم تا جوانان هنرمند ما بتونن با اونها ارتباط برقرار كنن.


اميدوارم                                           حميد رضا مقسمي

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 23:32  توسط حمید رضا مقسمی  | 

همه لحظاتی که آنجا بودم٬ میخواستم فرار کنم. نمیدانستم باید بگذارم و بروم یا اینکه به فکر مسئولیت خود و دوربینم در بطن جنگ باشم.(جيمز نچوي)

   عكس تبليغاتي فيلم عكاس جنگ كه جيمز نچوي را در حال گرفتن عكس از يك صحنه تيراندازي نشان ميدهد

عكس بالا پوستر تبليغاتي فيلم عكاس جنگ است كه سال گذشته از شبكه چهار سيما پخش شد٬ عكاس جنگ فيلم مستندي ساخته كريستين فري است كه در آن فري جيمز نچوي عكاس مشهور جنگ را در سفر به مناطقي چون اندونزي٬ مالزي٬ كزوو و نوار غزه همراهي ميكند تا بر مبناي كارهاي او فيلمش را بسازد٬  فري و نچوي در اين فيلم از اجساد قربانيان٬ گورهاي دسته جمعي٬ خويشاوندان عزادار٬ نظاميان و ... عكس گرفتند و سعي نمودند موقعيت خطرناك يك عكاس جنگي را به جهانيان نشان دهند٬ عكاسي جنگ نه تنها شغل خطرناكي است بلكه يك سوال بزرگ هميشه صاحبان اين شغل را مي آزارد كه بايد در صحنه هاي دراماتيك و رئال كه ممكن است تاثير زيادي بر مخاطبان داشته باشد به وظيفه حرفه اي خود عمل كنند؟ و يا بنا بر حس انسان دوستي به كمك قرباني و يا قربانيان حادثه بشتابند؟؟؟

بدون شك روبرت كاپا را بايد بهترين عكاس جنگ ناميد٬ كاپا عقيده داشت كه: اگرعكسي كه ميگيريد چندان خوب نيست به اين دليل است كه در بطن حادثه نمي رويد. او اين حقيقت را درك كرد و براي دستيابي به عكسهاي خوب جنگي هر ريسكي را به جان مي خريد٬ عكسي كه او از يك نظامي كشته شده اسپانيايي در خلال جنگهاي داخلي اسپانيا گرفت او را مشهور كرد٬ كاپا به ماموريتهاي خطرناكي رفت از جمله ورود به خاك فرانسه با اولين گروه سربازان متفقين و فرود با چتربازان در خاك آلمان و در آخر كار هم در سال ۱۹۵۴ در ميدان جنگ هند و چين پايش به روي مين رفته و كشته شد.

جيمز نچوي هم جسارت فوق العاده اي در حظور در صحنه هاي خطرناك دارد كه او را از جمله بهترين عكاسان جنگي كرده ولي امتياز خاصي كه نچوي نسبت به خيلي از عكاسان ديگر دارد اين است كه نچوي از كساني نيست كه حرفه اي گري را به خصلتهاي انساني ترجيه ميدهند٬ كريستين امان پور و كريستين بروستدت همكاران نچوي در سكانسي از فيلم خاطره اي را تعريف كردند كه تكان دهنده بود در صحنه اي عده اي قاتل ميخواستند مردي را در جلوي دوربين نچوي به قتل برسانند نچوي به جاي عكس گرفتن از اين صحنه به پاي قاتلين مي افتد و از آنان التماس ميكند كه مرد بينوا را نكشند٬ انسانيت نچوي به همراه شجاعت وي كه در عكس فوق مشهود است او را به يك اسطوره در عكاسي جنگ تبديل كرده. اميدوارم روزي را در جهان شاهد باشم كه جيمز نچوي و همكارانش بيكار شده باشند و ديگر در دنيا جنگي رخ ندهد تا آنها بتوانند از آن عكس بگيرند و در خبرها بخوانيم جيمز نچوي عكاس سابق جنگ به عكاسي از حيات وحش روي آورده.

اميدوارم                                          حميد رضا مقسمي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:59  توسط حمید رضا مقسمی  | 

در سنین کودکی و نوجوانی داشتن  الگو میتواند تاثیرات بسیاری از نوع خوب و یا بد بروی تشکیل شخصیت فرد داشته باشد٬ ذات کودک مانند لوح پاکیست که آمادگی دریافت هر نوع اطلاعات را در خود دارد٬ از جمله مهمترین مواردی که شخصیت آینده یک کودک را می سازد بازی کودک با اسباب بازیهای خود است که مدلی کوچک از زندگی روزمره بزرگترهاست و کودک با بازیهای کودکانه خود را برای فردای جامعه آماده میکند٬ عروسک که بیشتر در نزد دختر بچه ها طرفدار دارد هم از جمله اسباب بازیهای مهم است که دختر بچه با عروسک خود حس مادرانه را در وجودش پرورش میدهد تا در آینده مادری دلسوز برای فرزندانش باشد. باربی بزرگترین و مشهورترین عروسک موجود در جهان است که در بیشتر خانه های جهان موجود است و کمتر مکانیست که باربی را در خود ندیده باشد ولی باربی با تمام عروسکهای قبلی متفاوت است و سازندگان آن از ساخته خود هدف شومی را دنبال میکنند.

در سال ۱۹۵۹ کمپانی متل در ایالات متحده آمریکا اقدام به طراحی و ساخت این عروسک کرد٬ باربی مخفف اسم باربارا دختر رئیس این کمپانی یعنی آقای هندلر بود جالب اینجاست که طراحی باربی توسط شخصی به نام جک رایان صورت پذیرفته که سابق بر این در پنتاگون طراح موشکهای هاوک و اسپارو بوده!!! باربی اصلاْ به دخترها هیچ شباهتی ندارد و زنی است حدوداْ بیست ساله با نژاد انگلیسی و آمریکایی و از نظر تناسب اندام بی همتاست٬ متاسفانه دختر بچه در هنگام بازی با باربی ارتباط مادرانه با این عروسک برقرار نمیکند و بیشتر سعی میکند در آینده خود را شبیه به باربی سازد و این خواسته طراحان آن است٬ جک رایان عروسک طراحی نکرده بلکه مطابق با تخصصش موشکی ساخته تا ایالات متحده به وسیله آن عالم را فتح کند.

بعد از توفیق باربی سازندگان آن برای پسرها هم خواب دیدند و در سال ۱۹۶۱ دوست پسر باربی را به دنیا معرفی کردند کن نام این پسر بچه مو قهوه ای بود که بر گرفته از نام پسر رئیس کمپانی متل است٬ میچ ٬ اسکیپر٬ کریستین٬ کی یرا و ترزای نام دیگر اعضای خانواده باربی هستند که با رنگهای مختلف و بر اساس نژادهای مختلف یکی پس از دیگری به بازار آمدند٬ یکی از معدود کشورهایی که با این تهاجم بزرگ فرهنگی مبارزه کرد ایران بود ایران با ساخت و طراحی عروسک دارا و سارا و منع  فروش باربی و اعوان و انصارش در فروشگاه ها در این صحنه هم به مبارزه با ایلات متحده آمریکا پرداخت و در بحث داخلی تا حدودی هم موفق بود. جنگ عقیدتی کارش به کجا رسیده که ذهن کودکان را هدف قرار داده٬ امیدوارم سردمداران سیاست دنیا دست از سر کودکان بردارند و سعی نکنند آنها را داخل بازی کثیف خود کنند.

امیدوارم                                حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:19  توسط حمید رضا مقسمی  | 

                براك حسين اوباما

 طبق تحقیقات دانشگاه ام آی تی آمریکا براک حسین اوباما نامزد دموكرات انتخابات دور بعد ریاست جمهوری ایالات متحده اصالتی ایرانی دارد و اجداد او متعلق به شهر بوشهر میباشند٬ اجداد براک در زمان قاجار در شهر بوشهر زندگی میکردند و از خانواده مهم اوبامای و میرآب شهر بوشهر بوده اند اوبامای همان کلمه ( آب با ما ) است که در زمان محلی به اوبامای مشهور بوده٬ جد بزرگ براک اوبامای میرحسن خان اوبامایی بوده که بعد از یک نزاع خونین با سقاباشی ناصرالدین شاه جلای وطن کرده و به سرحدات عثمانی میگریزد و از آنجا بعد از چند نسل به آمریکا میروند.

تاکنون براک حسین اوباما از اظهار نظر در این مورد خود داری کرده زیرا در صورت اثبات ایرانی الاصل بودنش وی دردسر بزرگی را در دوران انتخابات خواهد داشت٬ مردم ایالات متحده آمریکا در اثر تبلیغات وحشتناک مسئولان این کشور بر ضد ایران نسبت به ایرانیان ذهنیت بدی دارند و رای خود را هیچگاه به یک ایرانی الاصل نخواهند داد٬ به احتمال خیلی قوی اوباما به دلیل مصلحت این مسئله را رد خواهد کرد زيرا سابق بر اين كه او را كنيايي ميپنداشتند به خاطر نامش كه حسين را در ميانش دارد مورد حمله قرار گرفته و حتي يك مجري برنامه راديويي او را به اين دليل تحقير كرده بود اگر ايراني الاصل بودنش به اثبات برسد از همين امروز بايد انصراف خود را اعلام نمايد.

وقتي آن مجري راديويي به خاطر نام حسين اوباما را تحقير كرد بسياري از طرفداران اوباما به ويژه جوانان نام حسين را در ميانه اسم خود قراردادند تا به نوعي با اين تبعيض نژادي مبارزه منفي كرده باشند، اين احتمال هم وجود دارد كه با تبليغات سوء بر ضد اوباما كه تا ديروز كسي او را نميشناخت افكار و راي مردم تبليغات زده آمريكا به سوي او متوجه شود و نظر شخصي بنده اين است كه آن تحقيق دانشگاهي هم كار مسئولان تبليغاتي اوباماست تا ملت آمريكا بيشتر به او فكر كنند. اميدوارم رئيس جمهور آينده ايالات متحده آمريكا چه سياه چه سفيد، چه ايراني الاصل و چه كنييايي الاصل، شخصي باشد صلح دوست.

اميدوارم                             حميد رضا مقسمي

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:37  توسط حمید رضا مقسمی  | 

             

دو روز قبل سالروز حمله شیمیایی صدام ملعون به شهر سردشت بود٬ در ساعت شانزده و سی دقیقه هفتم تیر ماه سال هزارو سیصد و شصت و شش هواپیماهای بعثی عراق چهار بمب حاوی مواد شیمیایی در شهر سر دشت و سه بمب دیگر را در روستاهای اطراف انداختند و باعث کشته و مجروح شدن عده زیادی از هموطنان کرد ما شدند٬ هنوز بسیاری از مردم شهر سردشت و روستاهای اطراف اثرات ناشی از آن روز را در خود دارند و تعداد مجروحان شیمیایی این شهر کم نیست٬ سردشت اولین شهریست که افراد غیر نظامی آن مورد تهاجم شیمیایی قرار گرفته اند و این جنایت در نوع خود کم نظیر است ولی متاسفانه در آن زمان هیچ اقدامی بر علیه کشور عراق صورت نگرفت و باعث شد تا این کشور خود را مصون دیده و بارها این عمل را تکرار کند!!!

کشور آلمان فدرال عمده تامین کننده مواد اولیه این بمبها برای کشور عراق بود٬ دیگر کشورهای غربی همچون اسپانیا هم بودند ولی سهم آلمانها که از پیشگامان این فنآوری شیطانی هستند به تنهایی از بقیه کشورها بیشتر بوده٬ چرا عهدنامه های بین المللی هیچ تاثیری در جلوگیری از کشتار افراد بیگناه توسط افراد خبیثی چون صدام ندارند؟ این خود سوالی بزرگ است که هیچ کس توان پاسخ به آن را ندارد!!! چرا افراد جنایتکار جنگی در بیشتر مواقع از دست عدالت میگریزند؟ چرا شورای امنیت در موارد استفاده از این مواد نسبت به کشورهای مختلف تبعیض قائل میشود مثلاْ وقتی صدام بر علیه ایران از این مواد استفاده میکرد شورای امنیت چشم خود را بسته بود ولی وقتی در جنگ اول خلیج فارس در چند مورد برعیله نیروهای چند ملیتی استفاده شد بلافاصله واکنش نشان دادند؟؟؟ آیا قانون در مورد کشورهای مختلف فرق دارد؟ متاسفانه هنوز هم بعضی از کشورها از سلاح های غیر متعارف استفاده میکنند و اقدامی بر علیه ایشان صورت نمیپذیرد آمریکا پرچمدار این قضیه است و استفاده از اورانیوم ضعیف شده در کشور عراق و افغانستان گواه این مدعا.

جنایتکاران هر روز با قانونهای مختلف از پیگرد مصون میشوند و برای جنایت بعدی دستشان بازتر!!! روزی که هری ترومن دستور انداختن بمب اتمی به هیروشیما و ناکازاکی را داد چه کسی فکر میکرد مردم ژاپن از زیر خاکسترهای هیروشیما دوباره برخواهند خواست و کشورشان رو به گونه ای آباد می کنند که ملل دنیا انگشت حیرت به دهان گیرند٬ حال سردشت خواهر خوانده هیروشیما شده و در آن خیابانی را به نام هیروشیما نام گذاری کرده اند و من امیدوارم روزی این شهر زیبا در آسایش و آرامش و رفاه همچون هیروشیما شود و مردمش بهروز باشند.

امیدوارم                             حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 22:26  توسط حمید رضا مقسمی  | 

     

جناب گردون بروون نخست وزیر انگلستان دیروز به جای خلیج فارس از واژه خلیج عرب استفاده کردند!!! به همین دلیل امروز سفیر انگلستان در ایران به وزارت امور خارجه احضار شد تا در این مورد و در مورد تحویل یکی از اعضای سفارت ایران در انگلستان به نام تاجیک به آمریکا پاسخ بدهد٬ جریان تحویل آقای تاجیک به آمریکا رو که من اصلاْ نمیدونم چیه؟؟؟؟ زیاد با این کاری ندارم حرف من رو کلمه خلیج عربیه که این آقا به زبون آورده و مثل اینکه برای مسئولان وزارت خارجه ایران تعجب آور بوده!!! سالهاست که انگلستان به مکارترین کشور دنیا در داشتن سیاست خارجی معروفه و سیاستمداران آن کشور شبیه به روباهانی هستند که فهمیدن و پیش بینی عملکردشون خیلی سخته و اونها مجبور هستند تا میتونن ملل دنیا رو به جون هم بندازن تا بتوانند سلطه استعماری خود را بر این ملل حفظ کنند و بهترین راه برای این کار ایجاد اختلافات مرزی بین ملل جهان است.

آنها که در زمان مرز بندی بین بسیاری از کشورها قدرت اول استعماری جهان بودند با دخالت معنی دارشون کاری کردن که سالها بین این کشورها اختلاف لاینحل باشه مثالها فراوانند مانند کشمیر مورد ادعای هند و پاکستان٬ تقسیم کردستان در چهار کشور ایران٬ عراق٬ ترکیه و سوریه٬ جزیره قبرس مورد ادعای یونان و ترکیه٬ مالویناس جزایر آرژانتینی که نام فالکلند برای آن نهادند٬ جدا کردن ارگوئه از خاک آرژانتین و مناقشه همیشگی این دو کشور٬ آوردن جهودها به خاک فلسطین و اسکان آنها و ... که در تمام اینها رد پای کثیف انگلستان موجود میباشد٬ زیرا حیات این کشور بستگی به منافع استعماریش دارد انگلستان کشوریست کوچک که از لحاظ داشتن ثروت خدادادی بی نهایت  کم استعداد می باشد و اگر روزی منافع استعماری این کشور قطع شود مرگ بریتانیای کبیر را شاهد خواهیم بود.

یادش به خیر سلطه قوی گذشته این کشور خبیث در جهان روزگاری به وسیله دو نفر به خطر افتاد آنها خود میگویند روزه های گاندی و گریه های مصدق ما را از آسیا بیرون کرد٬ مصدق و گاندی امروز چه کسانی خواهند بود تا با درایت خود نقشه های گردون بروون و یارانش را نقش بر آب کنند. امیدوارم در طول عمر خود روزگاری را ببینم که ملتی بر ملت دیگر سلطه استعماری نداشته باشد.

امیدوارم                             حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 21:1  توسط حمید رضا مقسمی  | 

ابراهیم حاتمی کیا را کم و بیش همه میشناسند ایشان یکی از بهترین کارگردانان حال حاضر سینمای ایران هستند که اغلب ساخته های هنریشان مربوط به دفاع مقدس می باشد٬ او ابتدا با ساخت چند فيلم مستند وارد عرصه سينما شد ولي با ساخت فيلمهاي جنگي به يكباره مشهور گشت و سر زبانها افتاد، ديده بان، مهاجر، وصل نيكان، از كرخه تا راين، خاكستر سبز، بوي پيراهن يوسف، برنج مينو، آژانس شيشه اي، روبان قرمز، موج مرده، ارتفاع پست، به نام پدر از ساخته هاي حاتمي كياست كه از فيلمهاي خوب سينماي ايران هستند. حاتمي كيا اكثراً فيلمنامه هايش را خود مينويسد و يا كاملاً در فيلمنامه دخل و تصرف ميكند.

يكي از بزرگترين ايرادات وارده به جناب حاتمي كيا همين سناريوهاست كه به دست خود ايشان نگاشته ميشود٬ متاسفانه اگر در بيشتر اين سناريوها دقت شود ماهيت آن كاملاً از روي داستان يك فيلم موفق خارجي كپي برداري شده و با كمي دخل و تصرف با حالت كاملاً ايراني نمايش داده ميشود به طور مثال فيلم روبان قرمز بسيار به فيلم جهنم در اقيانوس آرام ساخته جان بورمن شبيه است و يا فيلم آژانس شيشيه اي شبيه به فيلم بعد از ظهر سگي ساخته سيدني لومت ميباشد اما متاسفانه اين قضيه را خود جناب حاتمي كيا قبول ندارد و آن را به آرامي رد ميكنند.

چند ماه قبل از جناب حاتمي كيا يك سريال تلويزيوني از شبكه سه سيما پخش شد به نام حلقه سبز كه بازهم سناريو كار متعلق به خود آقاي حاتمي كيا بود سريال تمام شد و در ميزگرد پاياني كه كار را نقد ميكردند ايشان از نحوه نگارش سناريو گفتند: كه ابتدا طرحي كاملاً متفاوت را داشته اند كه فلان محتوا را داشته ولي با ساخت چند قسمت از آن ديده اند قدرت ادامه كار به آن شكل را ندارند و سناريو را كاملاً عوض كردند. داستان سريال اين بود كه مردي دچار مرگ مغزي شده  و روحش مرتب به سراغ خانم دكتري مي آمد و از او كمك ميخواست و در اين حال عاشق دختر جوان هم شد در آخر كار مرگ مغزي شده راضي شد از دنيا برود و در همان حال دختر هم تصادف كرد و مرد و هر دو با هم به سرآي آخرت رفتند٬ اين داستان سريال بود حال بشنويد بقيه ماجرا را...

چند هفته قبل فيلمي از سينماي غرب از سيما پخش شد كه اسمش را به خاطر ندارم فيلم جريان دختري بود كه در اثر صانحه اي به كما رفته بود و روحش به سراغ مرد جواني ميرفت و از او كمك ميخواست٬ مرد جوان پي گير كار دختر شد و او به هوش آمد و بعد از مدتي مرد جوان را به خاطر آورد و ... متاسفم براي جناب حاتمي كيا كه حتماً اگر از او بپرسند اين سناريو هم مانند قبليها كپي نيست تكذيب ميكند٬ متاسفم براي ايشان كه چند ساعت با گفتن شرح نوشتن داستان سريال به شعور ملت ايران توهين كرد٬ متاسفم براي كارگرداني كه ميخواهد در تمام زمينه ها خودكفا باشد البته با كپي برداري بي شرمانه٬ متاسفم براي خودم كه يكي از بهترين كارگردانان سينماي كشورم حاتمي كياست٬ متاسفم براي مسئولان جشنواره فيلم فجر كه به سناريوي فيلم آژانس شيشه اي كه كپي برداري از داستان فيلم بعد از ظهر سگي سيدني لومت است سيمرغ بلورين دادند.

چند سال قبل برنامه طنزي از سيما پخش ميشد كه داود منفرد در آن ايفاي نقش ميكرد٬  در آن به شوخي از كارگرداني دعوت كردند و سكانسي از فيلمش رانشان دادند٬ منتقد فيلم به كارگردان گفت اين سكانس شما كپي برداري از فيلم فلان نيست؟ كارگردان گفت نه ببينيد در آن فيلم قهرمان از سمت چپ تصوير وارد ميشود ولي در فيلم من قهرمان از سمت راست تصوير!!!! باور كنيد اين طنز در مورد آقاي حاتمي كيا واقعيت دارد. اميدوارم در آينده كارگردانان سينماي خوب ما از جمله آقاي حاتمي كيا كپي برداري نكنند و يا اگر هم كپي ميكنند نام اثر اصلي را ذكر نمايند.

اميدوارم                                    حميد رضا مقسمي 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 19:44  توسط حمید رضا مقسمی  | 

              

آلفرد برنارد نوبل(۲۱ اکتبر ۱۸۳۳، استکهلم، سوئد – ۱۰ دسامبر ۱۸۹۶، سان‌رمو، ایتالیا) شیمی‌دان سوئدی است که به عنوان مخترع دینامیت شناخته می‌شود. او از سال ۱۸۹۴ تا روز فوتش صاحب اسلحه‌سازی بزرگ بوفورس بود و در تغییر آن از یک کارخانه ذوب آهن به یک توپخانه سازی مدرن و یک کارخانه تولید مواد شیمیایی نقشی اساسی داشت. وی در آخرین وصیت نامه خود سرمایه حیرت انگیزش را برای تامین هزبنه‌های جایزهٔ نوبل اختصاص داد. عنصر شیمیایی نوبلیم به احترام او نام‌گذاری شده‌است. جايزه نوبل اولين جايزه بين المللي است كه از سال 1901 ، هر ساله براي موفقيت ها در فيزيك ، شيمي، فيزيولوژي (علوم طبيعي)، پزشكي ، ادبيات و صلح وامنيت اعطا مي شود . در سال 1986، بانك سوئد جايزه علوم اقتصادي را به ياد بود آلفردنوبل سازمان داد . هر جايزه شامل يك مدال ، ديپلم شخصي و وجه نقدي است .

جایزه نوبل انواع مختلفی دارد مانند نوبل فیزیک٬ ریاضی٬ ادبی و .. بنده از صحت انتخاب شایسته ترین فرد در دادن جایزهای نوبل اطلاع زیادی ندارم ولی نوبل صلح امروزه به دستاویزی برای فشار به حکومتهای مخالف غرب تبدیل گشته و این را هر انسان ساده ای هم میتواند بفهمد٬ انتخاب خانم شیرین عبادی در سال۲۰۰۳ ٬ جیمی کارتر ۲۰۰۲ ٬ یاسر عرفات شیمون پرز و اسحاق رابین ۱۹۹۴ ٬ میخائیل گورباچف ۱۹۹۰ ٬ لخ والسا ۱۹۸۳ ٬ هنری کیسینجر و له دوک تو  ۱۹۷۳ ٬ تئودور روزولت ۱۹۰۶ همه نشان دهنده آن است که صلحی مد نظر است که مطابق به استانداردهای غربی باشد. باور کنید از نظر من نیکیتا خوروشچف (رئیس سابق شوروی سوسیالیستی) که با ملایمت خود باعث حل بحران موشکی کوبا گردید شایسته ترین فرد برای دریافت این مدال بود شاید با یک حرکت احمقانه و لجوجانه از سوی او کره زمین نابود میشد.

انتخاب جایزه نوبل که کاملاْ سیاسی است ولی من امیدوارم در دیگر انتخابها این رویه مورد استفاده قرار نگیرد زیرا جایزه نوبل روح خود را از دست خواهد داد.

امیدوارم                                    حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 23:21  توسط حمید رضا مقسمی  |